۱۴۰۳ اسفند ۱۵, چهارشنبه

زیان‌های زیست‌محیطی انتقال پایتخت به مناطق توسعه‌نیافته

 فارغ از این‌که انتقال پایتخت به مکران که این روزها نقل محافل شده، آیا فعلی سازگار با محیط‌زیست و مشخصاً مطابق با اسناد بالادستی کشور –به‌ویژه سند آمایش سرزمین— است یا نه، طرح گزاره‌ای به این اهمیت، یعنی لزوم انتقال پایتخت به مکانی دیگر و ارائه‌ی پاسخ برای آن، یعنی انتقال به مکران در کسری از ثانیه که نیازمند ماه‌ها و حتی شاید چندین سال مطالعه و پژوهش و کار کارشناسی است، خود به تنهایی سندی متقن برای اثبات این مدعاست که روند طرح مسئله، بررسی و نهایتاً حل مسئله در کشور، یک امر کاملاً مبتذل است.


برای این‌که از این ابتذال نهادینه‌شده در نظام تصمیم‌سازی و بروکراسی کشور فاصله بگیریم، باید در گام نخست این گزاره به‌عنوان یک مسئله و ضرورت مطرح می‌شد و ارگان‌های مرتبط، ماموریت بررسی این موضوع را برعهده می‌داشتند –چنان‌که شاید مطالعاتی نیز در این زمینه در گذشته انجام شده— و تمامی جوانب اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و امنیتی آن درنظر گرفته می‌شد. حتی ضرورت ایجاد بستری برای برگزاری یک همه‌پرسی برای سه گزینه‌ی کارشناسی‌شده و نهایی این امر، به‌عنوان یکی از مهم‌ترین و نمادین‌ترین موضوعات دولت-ملت سرزمین بزرگ ایران احساس می‌شود، زیرا همراهی عموم مردم برای رسمیت بخشیدن معنوی به پایتخت، به‌عنوان کابین سیاستمداران کشور، اگر مهم‌تر از کار کارشناسی نباشد، کم‌تر از آن نیست.


در گام بعدی باید از این مسئله‌ی بسیار مهم که مورد غفلت اغلب کارشناسان و تحلیل‌هایی است که نگارنده تاکنون به آن دسترسی داشته است، اطمینان حاصل کنیم که آیا انتقال پایتخت از تهران به‌هر مقصد دیگری از جمله مکران، می‌تواند تغییر محسوسی در میزان فشار انباشت‌شده بر منابع زیستی میکرواقلیم تهران ایجاد کند؟ چون محقق‌شدن این امر مستلزم مهاجرت معکوس و محسوس از تهران به شهرهای دیگر از جمله نوپایتخت کشور است که به‌دلیل چسبندگی زیست انسانی انباشت شده در این شهر، تا سال‌ها و حتی دهه‌ها دور از ذهن به‌نظر می‌رسد.


پس دریافتیم که انتقال پایتخت از تهران به‌هر مقصد دیگری در کوتاه‌مدت و میان‌مدت، مزیت محیط‌زیستی برای کهنه پایتخت کشور به‌دنبال نخواهد داشت و یا حداقل تاکنون مشوق‌هایی برای آن در نظر گرفته نشده یا برای افکار عمومی تشریح نشده است. بررسی جوانب محیط زیستی این امر برای مقصد، اما قدری متفاوت است. علی‌رغم تصورات عمومی، مکران به‌عنوان یکی از بکرترین نقاط جغرافیایی کشور، ذخیره‌گاه گونه‌های بسیار ارزشمند زیستی فون و فلور(۱) است که تنها ایجاد جاده‌های دسترسی به شهرهای اطراف، در صورت نهایی‌شدن انتخاب مکران به‌عنوان پایتخت، سناریوی تلخ و تاریک تکه‌تکه‌شدگی زیستگاه را برای طبیعت این منطقه درپی خواهد داشت. فارغ از ضرورت تامین انرژی، ضرورت انتقال آب و آلودگی آب، خاک و هوا در نوپایتخت گزینشی غیرمنتخب که اثرات بلندمدت در محیط زیست این منطقه خواهد داشت، بارگذاری‌های صنعتی اجتناب‌ناپذیر نیز می‌تواند طبیعت شکننده و شاخصه‌های در آستانه‌ی محیط‌زیست این منطقه را که به‌دلایل متعدد از جمله تغییر اقلیم در شرایط وخیمی قرار دارد، با شدت بیش‌تر به‌سمت تخریب و نابودی ببرد.


قطعاً پیش از هرگونه پیش‌داوری و اظهارنظر در مورد مکران که علی‌رغم وجود نقاط ضعف، قطعاً نقاط قوتی نیز با جدی‌تر شدن بحث انتقال پایتخت می‌توان بر آن متصور شد، مسئله‌ای که باید مورد قضاوت و داوری کارشناسان قرار گیرد، مطابقت یا عدم مطابقت هرگونه پاسخ احتمالی با اسناد آمایش سرزمین است که می‌تواند میزان توانمندی آن سرزمین را برای دهه‌ها و حتی سده‌های آینده برای بارگذاری تمدنی پایتخت کشوری به بزرگی ایران را نشان دهد. راه حل نزدیک به واقعیت بعدی که در بسیاری از کشورهای دیگر نیز، هم‌اکنون مدل‌هایی غیررسمی از آن در حال عرضه است، تقسیم‌بندی و جداسازی وظایف دولت‌ها در بخش اقتصادی با بخش‌های مختلف نظام اداری-سیاسی کشور و ایجاد دو پایتخت اقتصادی و سیاسی است که مزیت اصلی آن عدم انباشت نیازهای بسیار گسترده‌ی زیستی در یک مکان بسیار کوچک و محدود است.


این تقسیم کار در کشوری به پهناوری ایران مزیت‌های دیگری را نیز می‌تواند به‌دنبال داشته باشد و قطعاً این شامل مزیت‌ها و شاخصه‌های محیط زیستی نیز می‌شود، اما آن‌که مسئله‌ای با این درجه‌ی اهمیت، در حد یک توصیف مرسوم درباری از قد رعنا و شمایل زیبای مکران تقلیل پیدا می‌کند، امکان بررسی دقیق و کارشناسی هرگونه شاخصه‌ی محیط‌زیستی را عملاً غیرممکن می‌کند.

http://www.youtube.com/@MohamadBagheri1882

دستگیری دو شکارچی کبک در ابهر

  رئیس اداره حفاظت محیط زیست شهرستان ابهر، گفت: ماموران یگان حفاظت محیط زیست شهرستان ابهر حین گشت‌زنی و کنترل حوزه استحفاظی در ارتفاعات روست...