بحران مسکن در ایران به یکی از پیچیدهترین و بحرانیترین مسائل اقتصادی و اجتماعی کشور تبدیل شده است. هرساله با افزایش نرخ تورم و نوسانات بازار، هزینههای مسکن نیز بهشدت افزایش مییابد و دسترسی اقشار مختلف جامعه، بهویژه جوانان و مستاجران، به سرپناهی مناسب دشوارتر میشود. این گزارش، بر اساس روایتهای چند مستاجر به بررسی تاثیرات این بحران بر زندگی مردم، ناکارآمدی سیاستهای دولت و چشمانداز آیندهی مسکن در ایران میپردازد.
افزایش اجارهبها و تاثیر آن بر زندگی مستاجران
یکی از بزرگترین مشکلاتی که مستاجران با آن مواجه هستند، افزایش بیرویهی اجارهبهاست. در یکی از روایتها، مستاجری میگوید که سال گذشته اجارهای معادل چهار میلیون و پانصد هزار تومان پرداخت میکرده، اما امسال مجبور شده که با مبلغی بیش از هشت میلیون تومان خانهای اجاره کند. چنین افزایشهایی فشار زیادی بر مستاجران وارد میکند و آنها را ناگزیر میکند که از هزینههای دیگر زندگی خود بزنند یا حتی مشاغل بیشتری را برای تامین مخارج خود بپذیرند.
مستاجری دیگر اشاره میکند که برای زندگی در تهران مجبور شده مدام وام بگیرد و قسط پرداخت کند، درحالیکه پرداخت همزمان اجاره و اقساط وام، او را در وضعیت اقتصادی دشواری قرار داده است. افزایش هزینههای مسکن باعث شده که بسیاری از مستاجران از رفاه و آسایش خود بگذرند و در خانههایی با متراژ کمتر یا در مناطق دورافتادهتر زندگی کنند که این امر بر کیفیت زندگی و سلامت روانی آنها تاثیر منفی گذاشته است.
افزایش ساعات کار و پذیرش شغلهای غیردلخواه
بحران مسکن نهتنها از نظر مالی، بلکه از نظر روانی و اجتماعی نیز تاثیرات گستردهای بر مستاجران دارد. برخی از آنها ناچار شدهاند ساعات کاری خود را افزایش دهند یا به مشاغلی روی بیاورند که علاقهای به آنها ندارند. یکی از مستاجران دراینباره میگوید: «به خاطر فشار مالی ناشی از افزایش اجارهبها، مجبور شدم دوباره به کارهایی که پیشتر کنار گذاشته بودم روی بیاورم. این کارها استرس زیادی به من وارد کرده و باعث شده کیفیت زندگیام کاهش پیدا کند.»
مشابه این وضعیت، مستاجر دیگری که تنها زندگی میکند عنوان میکند که تقریباً دو-سوم حقوقش را صرف اجاره و قسطهای مربوط به آن میکند. این وضعیت سلامت روانی و آیندهی حضور او را در تهران تحتتاثیر قرار داده است.
نقش ناکارآمدی سیاستهای دولتی در بحران مسکن
بسیاری از مستاجران سیاستهای دولت را در زمینهی مسکن ناکارآمد و بینتیجه میدانند. به باور آنها برنامههایی مانند مسکن مهر و نهضت ملی مسکن، نهتنها به حل بحران کمکی نکردهاند بلکه باعث افزایش مشکلات شدهاند. مستاجری که دربارهی مسکن مهر تحقیق کرده، میگوید: «من با اصل سیاست مسکن مهر موافق بودم، اما جمهوری اسلامی توان اجرای هیچ طرح درستی را ندارد. بسیاری از خانههای مسکن مهر از نظر زیرساختی مشکلات جدی دارند و در زلزلهی سرپل ذهاب این موضوع بهوضوح مشخص شد. خانههایی که باید مامن مردم باشند، به گور دستهجمعی آنها تبدیل شدند.»
یکی از مشکلات اساسی این طرحها مکانیابی نامناسب آنهاست. بسیاری از این خانهها در مناطق حاشیهای ساخته شدهاند که فاقد امکانات شهری مناسب هستند. به همین دلیل بسیاری از متقاضیان یا از سکونت در این خانهها منصرف شدهاند یا پس از مدتی به شهرهای اصلی بازگشتهاند.
نفوذ دلالان و سوداگران در بازار مسکن
یکی از مهمترین عوامل تشدید بحران مسکن، نفوذ دلالان و مافیاهای اقتصادی در بازار است. به گفتهی یکی از مستاجران برخی از بنگاهداران و سرمایهگذاران بزرگ میتوانند تنها با ایجاد محدودیت در خریدوفروش خانهها، قیمتها را کنترل کنند و افزایش دهند. در این وضعیت، دولت نهتنها اقدامی برای کنترل قیمتها انجام نمیدهد، بلکه با سیاستهای مالیاتی ضعیف، عملاً به سوداگران اجازه داده که خانههای خود را خالی نگه دارند و از افزایش قیمتها سود ببرند.
مستاجری دیگر دراینزمینه میگوید: «تعداد زیادی خانهی خالی در تهران وجود دارد، اما صاحبخانهها حاضرند مالیات آنها را بدهند و خانه را خالی نگه دارند، چون میدانند که در آینده میتوانند با قیمتهای بالاتری آنها را بفروشند.»
این وضعیت موجب کاهش عرضهی مسکن و افزایش تقاضا شده و درنهایت به افزایش سرسامآور قیمتها دامن زده است.
تاثیر بحران مسکن بر مهاجرت جوانان
یکی از پیامدهای مهم بحران مسکن، افزایش میل جوانان به مهاجرت از ایران است. برای بسیاری از جوانان خرید خانه در ایران به رویایی دستنیافتنی تبدیل شده است. یکی از مستاجران که ماهانه ۲۰ میلیون تومان درآمد دارد، میگوید که حتی با این درآمد، خرید خانه در ۲۰ سال آینده نیز برایش غیرممکن است.
این ناامیدی از آینده، بسیاری از جوانان را به فکر ترک کشور انداخته است. برخی از مستاجران عنوان کردهاند که مسکن یکی از عوامل اصلی تصمیمگیری آنها برای مهاجرت است. یکی از آنها در این رابطه میگوید: «بحران مسکن برای بسیاری از جوانان ایرانی عامل مهمی در تصمیم برای مهاجرت است. من هم مانند بسیاری از دوستانم، به این نتیجه رسیدهام که آیندهای در ایران برایم وجود ندارد.»
بحران مسکن در ایران نتیجهی ترکیبی از تورم بالا، سیاستهای ناکارآمد دولتی، نفوذ سوداگران در بازار و نبود نظارت موثر است. این بحران تاثیرات مخربی بر زندگی مستاجران گذاشته و باعث افزایش فشار مالی، استرس روانی و ناامیدی از آینده شده است.
برای حل این بحران برخی از مستاجران پیشنهاد میدهند که مسکن باید بهعنوان یک حق عمومی در نظر گرفته شود و دولت موظف باشد خانههایی رایگان یا با اجارهی ارزان در اختیار اقشار کمدرآمد قرار دهد. برخی دیگر بر اصلاح سیاستهای مالیاتی و جلوگیری از احتکار مسکن توسط دلالان تاکید دارند.
بااینحال بسیاری از مستاجران بهبود وضعیت مسکن را تا زمانی که ساختارهای اقتصادی و سیاسی کنونی پابرجا هستند، ناممکن میدانند. در شرایط کنونی به نظر میرسد که بحران مسکن نهتنها حل نخواهد شد، بلکه در سالهای آینده شدت بیشتری نیز خواهد یافت؛ مگر آنکه تغییرات بنیادینی در سیاستهای مسکن و اقتصاد کلان کشور ایجاد شود.