۱۴۰۳ اسفند ۲۲, چهارشنبه

سیمای پایتخت از گذشته تا امروز

 تهران در فرایند رشد ناموزن و ناهماهنگ خود از دوره‌ی صفویان به بعد، به‌ویژه از زمانی‌که از سوی آقا محمدخان قاجار به‌عنوان پایتخت ایران برگزیده شد، هرچند گاه یک‌بار، محدوده‌ی رسمی و مرزهای مشخص شهری خود را درهم پیچید و از هرسو شروع به پیش‌روی و رویندگی نمود؛ بدون این‌که مسئولان مملکتی بخواهند و یا بتوانند نظارت و کنترلی دقیق در رشد هیولایی آن داشته باشند و ضوابط اصولی و قواعد دقیق علمی، براساس نیازهای مدنیت شهری و پویش شهرنشینی در روند گسترش ناموجه و نامعقول آن برقرارسازند. درنتیجه‌ی چنین بی‌مسئولیتی‌ها، تهران بدون پیش‌بینی‌های لازم و آینده‌نگری‌ها در اصول شهرسازی،‌ با حرکت خزنده به رشد خود ادامه داده و هر آن‌چه در سرراه خود داشت فروبلعیده و شهری بدون حفظ هویت تاریخی و شناسنامه‌ی معتبر به‌وجود آورده است.

تهران در ابتدا یک روستای بزرگ در اطراف ری بود که ویژگی‌ها و خصوصیات روستایی خود را داشت. بعد از اسلام، اولین کتاب معتبری که نام تهران در آن برده شده، المسالک و الممالک استخری است که در سال ۳۴۰ قمری نگاشته شده است. در این کتاب،‌ عنوان شده که تهران قریه‌ی بزرگی بوده که در زیر زمین ساخته شده بود و درون آن، فزون بر هزارها خانه، هزارها زاغه و سرداب وجود داشته و پیشه‌ی اهلی آن نیز به‌طور عمده، راهزنی و غارت کاروان‌هایی بوده که از شمال یا غرب و شرق ایران به‌سوی شهر ری روان بوده‌اند. (۱) این شهر در شمال شهر ری واقع شده بود و مردم آن برای حفظ خود، خانه‌هایشان را در زیر زمین ساخته بودند. حمداله مستوفی در کتاب نزهه‌القلوب و در اویل قرن هشتم هجری قمری، درباره‌ی گسترش این شهر در این دوران می‌نویسد: هجوم سپاهیان مغول به شهر ری، سبب گردیده بود که ساکنان این شهر، به تهران که دارای سرداب‌ها و زیرزمین‌های متعدد بود، پناه بیاورند و این موضوع، نخستین گام در راه توسعه و گسترش تهران شمرده می‌شود. (۱)

 

تهران در دوره‌ی صفویان

بعد از حمله‌ی مغول‌ها، دومین مرحله‌ی حرکت تهران در مسیر پیشرفت و ترقی، از دوران صفویان آغاز می‌شود. شاه طهماسب صفوی که قزوین را پایتخت خود قرار داده بود، چون جد اعلای صفویان به‌نام «سید حمزه» در جوار عبدالعظیم حسنی مدفون بود و گاه‌به‌گاه به زیارت آن مرقد می‌رفت، کم‌کم به قریه‌ی تهران میل و رغبتی پیدا کرد و تدریجاً در این محل سکونت‌های طولانی می‌نمود و همین قضیه توجه سلطان صفوی را به تهران برانگیخت، به‌حدی که دستور داد پیرامون قریه باروی محکمی بکشند. بناهای رسمی تهران در سال ۹۶۱ هجری قمری به دستور شاه طهماسب ساخته شد و صد و چهارده برج –مطابق با سوره‌های قرآن— در آن‌جا ایجاد کرد و زیر هر برج نیز سوره‌ای از قرآن را دفن نمود. فزون بر برج‌های و حصاری که دور تهران کشیده شد، حدود شش هزار قدم دور آن بود، برای ساختمان این حصار عظیم و باروها و برج‌های آن از دو منطقه خاک‌برداری کردند که بعدها یکی از این مناطق به «چال میدان» و دیگری به «چال حصار» معروف گردید. (۱)

در زمان شاه‌عباس صفوی، به‌علت مجاورت تهران با شاه‌عبدالعظیم، باغ بزرگی در تهران احداث گردید و ساختمانی نیز برای سکونت موقتی شاه در آن ایجاد شد. این باغ در سال ۹۹۸ هجری قمری از هر حیث آماده گردید و شاه عباس به‌هنگام زیارت شاه عبدالعظیم در این باغ، به‌طور موقت سکونت می‌کرد. در زمان سلطان سلیمان صفوی،‌ عمارت دیگری با تجمل بیش‌تر در آن باغ بنا گردید و شاه سلطان حسین صفوی، سفیر دولت عثمانی را در همین عمارت به‌حضور پذیرفت. بعد از حمله‌ی افغان‌ها به ایران و تصرف اصفهان، پایتخت ایران، توسط محمود افغانی، شاه طهماسب دوم، چندی در تهران اقامت گزید و همین که افغانی‌ها نزدیک تهران رسیدند، وی به مازندران گریخت و مردم تهران را در برابر تهاجم دشمن مقاومت دلیرانه‌ای از خود نشان دادند و بسیاری از مهاجمان افغانی را کشتند و سرانجام شهر به‌دست سپاهیان افغانی افتاد و آنان در عمارت حکومتی و ارگ تهران جای گرفتند و برای این‌که از حمله‌ی ناگهانی مردم شهر در امان باشند و راه فراری نیز برای روزهای مبادا داشته باشند، بر روی خندق شمالی ارگ، پلی بستند و در کنار آن نیز، دروازه‌ای به‌نام «دروازه‌ی ارگ» ساختند که بعدها به «دروازه‌ی دولت» معروف گردید. (۱)

پیتر در لاوال، سیاح ایتالیایی که در سال ۹۹۷ هجری قمری (پیش از حمله‌ی افغان‌ها) از تهران بازدید کرده بود، درباره‌ی تهران بعد از عمران و آبادی که توسط دوتن از پادشاهان صفوی (شاه‌طهماسب و شاه‌عباس) صورت گرفته بود، این‌چنین نوشته است: تهران از کاشان بزرگ‌تر و جمعیت آن کم‌تر است. یک‌سوم از زمین‌های شهر (در این زمان تهران صورت شهر پیدا کرده بود) به ساختمان‌ها و دوسوم آن‌را به احداث باغات اختصاص داده‌اند و در همه‌ی کوچه‌ها و خیابان مانند آن، درخت چنار کاشته‌اند. دور محیط بعضی از چنارها آن‌قدر است که اگر چهار نفر دست به‌هم بدهند، به‌زحمت می‌توانند تنه‌ی درخت را درمیان بگیرند و به‌همین جهت، تهران را از نظر وفور چنار، باید «چنارستان» نامید. (۱)

بعد از انقراض سلسله‌ی صفویه، نادرشاه افشار در سال ۱۱۵۴هجری قمری، تهران را تیول پسر خود، رضا قلی میرزا، قرار داد. بعد از کشته‌شدن نادر شاه افشار و پیدایی زندیان در صحنه‌ی سیاسی ایران، کریم‌خان زند، به سبب منازعه‌ی دایمی با محمدحسن خان قاجار، تهران را چون نزدیک به مازندان (محل سکونت اصلی و عمده‌ی ایل قاجار) بود، مرکز استقرار خود قرار داد و در آبادی آن تا حدی کوشید و دستور داد عمارت بزرگی دیوانی و حرم‌خانه در آن‌جا بنا کنند و از تابستان ۱۱۷۳هجری، ساختمان آن آغاز گردید و بعد از این‌که محمدحسن خان قاجار در ساری به‌قتل رسید، ایمنی کریم‌خان تاحدی فراهم گشت. غفورخان نامی را حاکم تهران نمود و خود به شیراز رهسپار گردید و ساختمان عمارت دیوانی ناتمام ماند. پس از فوت کریم‌خان زند، آقا محمدخان قاجار، فرزند محمدحسن خان، در سال ۱۱۹۳ هجری قمری به همراه چهارده تن از بستگان خود،‌ از شیراز فرار کرد، نخست خود را به شاه عبدالعظیم رساند و شهرت داد که به میان اهل و قبیله‌ی خود بازمی‌گردد. لیکن در خفا عده‌ای سوار به‌دور خود جمع کرد و بعد از چندین جنگ، غفورخان، حاکم شهر را مغلوب نمود و تهران را به تصرف خود درآورد. (۱)

 

تهران در دوره‌ی پادشاهی آقا محمدخان قاجار و فتحعلی‌شاه

آقا محمدخان قاجار، مرد بی‌رحم و سنگ‌دل که بر اریکه‌ی قدرت دست‌یافته بود، پس از ۱۷ سال تاخت و تاز و خونریزی و تاراج مردم، در سال ۱۲۱۰ هجری در همان تالاری که روزی به‌عنوان اسیر و گروگان همراه بستگان و نزدیکانش به حضور کریم‌خان زند آورده شده بود،‌ تاج شاهی برسر نهاد و تهران را به پایتختی برگزید و چون سبک‌سرانه در پی بلندپروازی و جهانگردی بود، تهران را «دارالخلافه» نامید تا روزی خود را خلیفه‌ی مسلمین گردد. دوسال بعد، در شب بیست و یکم ذی‌حجه ۱۲۱۲ در سن شصت و سه سالگی، پس از نوزده سال تاخت و تاز، قتل و غارت و دوسال پادشاهی، چشم از جهان فروبست و تهران به‌عنوان پایتخت کشور ایران، مقر دایمی پادشاهان قاجار گردید.(۱)

پس از وی، فتحعلی شاه قاجار به مدت ۳۷ سال بر ایران حکومت کرد، در مدت سلطنت وی، تهران آبادتر از قبل گردید. پس از مرگ او محمدشاه، فرزند عباس میرزا به سلطنت رسید، در این عصر، تهران به‌همان وضع سابق ماند و تغییرات چندان مهمی که در خور ذکر باشد صورت نگرفت، بعد از وی نیز، فرزندش ناصرالدین میرزا، به‌همت وزیر کاردان و میهن‌پرست و نامدار ایران، میرزا تقی‌خان امیرکبیر به پادشاهی رسید.

عصر ناصرالدین شاه، بعد از دوران ۳۷ ساله‌ی فتحعلی شاه قاجار، یکی از تاریک‌ترین ادوار تاریخی ایران و طولانی‌ترین سلطنت یک پادشاه بود که کشور ما به‌خود دیده است. وی پیش از آن‌که بتواند جشن آغاز پنجاهمین سال پادشاهی خود را برپا سازد، در زاویه‌ی مقدسه‌ی عبدالعظیم به دست میرزا رضای کرمانی، ترور گردید. به‌رغم اثرات شوم و فاجعه‌باری که پادشاهی و یکه‌تازی ناصرالدین شاه بر عرصه‌ی سیاسی و اجتماعی ایران به‌وجود آورده بود و کشور در معرض دست‌اندازی‌های غارتگران استعمار جهانی قرار داشت و مردم مفلوک و فقیر و درمانده‌تر شدند، تهران از زاویه‌ی نگرش بر روند سرمایه‌داری و دگرگونی در مناسبات اجتماعی ناشی از بسط سرمایه‌داری، تحول تازه‌ای یافت. ضرورت تاریخی در مسیر رشد و بسط و تکامل اولیه‌ی سرمایه‌داری در ایران زمینه‌ساز تغییرات محسوس در ساختار جامعه‎ی شهری، به‌خصوص در گستره‌ی تجددگرایی و الگوبرداری از جوامع کشورهای صنعتی اروپا گردید، تاجایی‌که ناصرالدین شاه، در دوران زمامداری خود، دو بار محدوده‌ی تهران را تغییر داد و بر وسعت آن افزود و برج و باروهای تازه‌ای به دور تهران کشید و دروازه‌های جدید بنا نهاد. (۱)

تهران در آغاز عصر بیداری و در دوره‌ی سلطنت مظفرالدین شاه، نسبت به قبل وسعت یافت، ولی چهره‌ی تهران همان وضع عمومی را داشت که ناصرالدین شاه آن‌را آرسته و پیراسته بود. دگرگونی‌های سیاسی و اجتماعی در دوران محمدعلی شاه، نوه‌ی ناصرالدین شاه، هیچ تغییری در ساختار و سیمای شهر تهران ایجاد نکرد. به‌طور کلی تهران از آغاز مشروطیت تا کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ به همان وضع که در عصر ناصری و جانشینان او (مظفرالدین شاه و محمدعلی میرزا) بود باقی ماند. (۱)

چون از نظرگاه تاریخ نگاه کنیم، تهران را می‌توان وارث افتخارات باستانی پاسارگاد و تخت جمشید و جانشین مقام والایی دانست که تا چند قرن قبل از آن شیراز و اصفهان واجد آن بودند. با قدرت گرفتن تهران، ماد، یک‌بار دیگر تفوق خود را که در زمان کوروش در برابر پارس از دست داده بود، بازیافت، زیرا پایتخت جدید در جایی قرار گرفته است که تقریباً با شهر باستانی رگا (در اوستا رگها)، ری امروزی، که در افتخارات باستانی اکباتان در تفوق ایران شریک است، یکی است. با وجود این، اگر از نظر مقایسه نگاه کنیم، تهران شهر جدیدی است، شهری که کم‌تر از هفتصد سال پیش، مقارن ایامی که رگا یا «ری» به‌دست فراموشی سپرده می‌شد، قدم به هستی گذاشت. در حقیقت رسیدن تهران به مرتبه‌ی پایتختی از ۱۷۸۸ میلادی (۱۲۰۳هجری) با روی کار آمدن سلسله‌ی قاجار آغاز شد. (۱) وسعت و ظاهر فعلی شهر مدیون اقدامات ناصرالدین شاه است که پس از مسافرت اولش به فرنگ، با شور و شوق به توسعه و زیباساختن مقر حکمرانی خویش پرداخت. دیوارهای قدیمی شهر را در بیش‌تر جاها ویران ساختند، خندق‌ها را پرکردند و بارویی جدید که حدود هزار و ششصد متر بیرون حصار اولی بود، ساختند و به این ترتیب مقدار معتنابهی بر محیط شهر افزودند.

 

تهران در دوران پهلوی

تهران در دوره‌ی رضاشاه دگرگونی‌های عمده‌ای پیدا کرد و ساختار شهری، برمبنای نیاز حکومت تغییر یافت. ساختمان‌ها و اماکن و خیابان‌های تازه احداث گردید، یا نوسازی شد و بر وسعت شهر افزوده گشت و زیرساخت‌های متکی بر نیاز اقتصادی و اجتماعی تدارک دیده شد. (۱) رضاشاه پس از تحکیم و تثبیت موقعیت سلطنت خود، به رفرم‌های اصلاح‌گرانه‌ای دست زد و نخستین اصلاحات خود را از شهر تهران آغاز کرد. روند پویش شهرنشینی و گسترش شهر تهران عمدتاً از سال ۱۳۰۸ شمسی و در پی یک رشته اقدامات بنیادی در زمینه‌ی زیرساخت نظام نوین، شروع شد، نخست بر مبنای نقشه‌ای که از سوی شهرداری آن‌روز تهیه شده بود، یک کیلومتر بر وسعت شهر افزوده شد و حدود چهارگانه‌ی تهران از سمت شمال به خیابان شهرضا (انقلاب) و از جنوب به ایستگاه راه‌آهن و از شرق به کارخانه برق (میدان ژاله) و از غرب به باغ‌شاه محدود گردید. ورای این محدوده جزو حومه‌ی شهر اعلام شد. مساحت تهران در چارچوب محدوده‌ی جدید، به بیست و پنج میلیون متر مربع رسید. (۱) در سال ۱۳۰۵ امتیاز اتوبوس‌رانی تهران به یک شرکت دانمارکی سپرده شد و بساط حمل و نقل قدیم برچیده شد. بیست و نه سال بعد در سال ۱۳۳۴ شرکت اتوبوس‌رانی در تهران دایر گردید و هم‌اکنون نیز به‌نام شرکت واحد اتوبوس‌رانی تهران و حومه، جابه‌جایی مسافران در تهران را برعهده دارد. درسال ۱۳۰۸ از لحاظ ورود تعداد وسایط نقلیه، نقطه‌ی عطفی در تاریخ گسترش عمومی شهرها، به‎خصوص تهران به‌شمار می‌رود. در این سال ۱۵۲۲ دستگاه اتومبیل سواری، تعداد ۱۰۱۵ دستگاه کامیون و تعدادی اتوبوس و مینی‌بوس از کشورهای مختلف به ایران وارد گردید. افزایش وسایط نقلیه، در روند پویش شهری و رونق بازرگانی داخلی و مبادلات تجاری و ساخت اشتغال تازه، هم‌چنین رشد مهاجرت به شهر تهران، آغازگر راهی نوین در مدنیت شهری شد. (۱) در همین دوره هم‌پای گسترش شهر تهران که با تخریب دروازه‌ها و پر کردن خندق‌ها و برداشتن سایر آثار و برج و باروهای قدیم همراه بود، تهران به‌تدریج هویت گذشته‌ی خود را از دست می‌داد و در مسیر تازه‌ای پیش می‌رفت. خیابان‌های تازه، میدان‌های جدید و ساختمان‌هایی با اسلوب نوین ساخته شد که شناسنامه‌ی جدیدی به تهران داد. (۱) جمعیت تهران که در سال ۱۳۰۲ شمسی تعداد آن به ۱۹۶ هزار نفر می‌رسید در سال ۱۳۱۰ به ۳۰۰ هزار نفر افزایش یافت و این افزایش ادامه یافت به‌طوری که در سال ۱۳۱۹ جمعیت تهران به حدود ۵۵۰ هزار نفر رسید. نرخ رشد جمعیت تهران در این سال‌ها بیش‌تر معلول مهاجرت افراد روستایی و شهرستانی به تهران بود که بعدها با شدت بیش‌تری ادامه یافت. مناسبات اجتماعی نیز به اقتضای تحول زمان، دست‌خوش دگرگونی‌های خاصی شد. در گستره‌ی اجتماعی، تغییر لباس عصر قاجار به مدل‌های اروپایی و تعویض کلاه (کلاه پهلوی و غیره) و هم‌چنین کشف حجاب و لباس متحدالشکل کارمندان، نمونه‌هایی از آن بود. (۱)

۲۵ شهریور۱۳۲۰محمدرضا پهلوی به‌جای پدر، بر تخت سلطنت نشست. این اتفاق در بحبوحه‌ی جنگ جهانی دوم رخ داد، مهم‌ترین اتفاقی که در ابتدای سلطنت محمدرضا پهلوی در شهر تهران رخ داد، تشکیل کنفرانس سران دولت‌های متفقین در تهران بود، در این کنفرانس که با شرکت استالین، چرچیل و فرانکلین روزولت برگزار گردید، اعلامیه‌ای با امضای سران متفقین انتشار یافت که موید تضمین استقلال ایران بود. (۱) تهران در دوره‌ی پهلوی دوم روزبه‌روز گسترش پیدا کرد و مهاجرت به این‌شهر ادامه یافت. در بیستم فروردین‌ماه ۱۳۲۸ تصویب‌نامه‌ای در هیات وزیران مطرح گردید که به موجب آن، حدود نهایی شهر تغییر داده شد، بدین ترتیب وسعت تهران در آن‌روز ۳۶ کلیومتر مربع تعیین گردید که در صورت لزوم و در حد نهایی، تا ۵۸ کیلومتر قابل افزایش بود. برای اولین‌بار در همین دوره آب لوله‌کشی در تهران به اولویت اول تبدیل شد. (۱) از ابتدای استقرار سلطنت رضا شاه تا امروز، تمرکزگرایی پایتخت، شروع گردید، به‌طوری که مهم‌ترین صنایع مختلف و کارخانه‌جات تولیدی، دانشگاه‌ها،‌ بیمارستان‌ها، وزارت‌خانه‌ها،‌ موزه‌های آثار باستانی،‌ کتاب‌خانه‌ها و غیره در تهران متمرکز گردید و این‌روند در سال‌های بعد نیز ادامه یافت.

رزم‌آرا در دوران کوتاه نخست وزیری خود، در زمینه‌ی اصلاحات شهری در جنوب تهران دست به اقدامات اصلاحی و عمرانی زد. پوشاندن نهر فیروزآباد که آرزوی دیرین ساکنین جنوب تهران بود، انجام پذیرفت. این‌کار در حفظ بهداشت عمومی و بهبودی محیط زیست شهر تهران، کار بسیار شایسته‌ای بود. هم‌چنین برچیدن زاغه‌های جنوب تهران با هدف احداث پارک عمومی در اراضی آن و طرح خانه‌سازی برای زاغه‌نشینان از اقدامات عمرانی و آبادی رزم‌آرا به‌شمار می‌رود. رزم‌آرا با اقداماتی از این‌دست، محبوبیت زیادی در بین مردم تهران کسب کرده بود. (۱)

دکتر محمد مصدق نیز در دوران ۲۷ ماهه‌ی نخست وزیری خود، موفق شد خدمات چشم‌گیری در جهت رفاه ساکنان تهران و گسترش شهری برمبنای نیازهای اساسی مردم انجام دهد. در این دوره روند مهاجرت به‌تهران به‌طرز محسوس کاسته شد، اجرای سیاست اقتصاد بدون نفت، زمینه‌ی پیدایی اشتغال‌های تازه‌ای در شهرستان‌ها را فراهم ساخت و سبب رونق کشاورزی در روستاها شد. ایجاد درآمدها برای عموم شهرها، خودبه‌خود از مهاجرت روستائیان و شهرستانی‌ها به تهران،‌جلوگیری کرد. در زمان مصدق جمعیت تهران از مرز یک میلیون نفر گذشت و محلات تازه‌ای در خارج از محدوده‌ی شهر ساخته شد تا مشکل مسکن اهالی تهران برطرف گردد. (۱)

بعد از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ درپی یک رشته برنامه‌ها و پروژه‌های استراتژیک،‌ گسترش شهرها آغاز شد. خیابان‌های کج و کم‌عرض و کوچه‌های پر پیچ و خم،‌ در عرصه‌ی گسترش شهر و در چهار گوشه‌ی شهر تهران، سر از خاک برآوردند. این رشد نامعقول نشان می‌داد که برنامه‌های این شهر بر اساس ضوابط برنامه‌ریزی شهری و اصل آینده‌نگری تدوین نشده‌اند. (۱) مرکزیت سیاسی و اقتصادی در تهران و رشد بی‌رویه‌ی مهاجرت به این شهر، از همان ابتدا مشخص می‌کرد که تهران با معضلاتی روبه‌رو خواهد شد، مشکلاتی که امروز و پس از گذشت بیش از دویست سال از پایتخت‌شدن تهران، گریبانگیر این کلان‌شهر شده است و رفع آن به‌سرعت، بعید به‌نظر می‌رسد. مشکلاتی مانند: آلودگی هوا و محیط زیست، موج بی‌وقفه‌ی مهاجرت، نارسایی شبکه‌های برق، آب و گاز، بی‌کاری، رشد نابه‌هنجاری‌های اجتماعی از قبیل دزدی و اعتیاد، فاصله‌ی شدید طبقاتی، نابه‌سامانی در امر توزیع کالا و غیره که هریک از این سرفصل‌ها یک سلسله مشکلات زنجیره‌ای را پدید می‌آورد که شرح تک‌تک آن‌ها در این یادداشت نمی‌گنجد. بعد از انقلاب ۱۳۵۷، سیاست تمرکزگرایی در تهران ادامه یافت، تاجایی که امروز نزدیک به یک‌چهارم جمعیت کشور در این شهر زندگی می‌کنند. ازدحام جمعیت در سال‌های اخیر، وضعیت این شهر را به‌جایی رسانده‌است که حل مشکلات عدیده‌ی آن، با سیاست‌های ناکارآمد حاکمیت فعلی، غیرممکن خواهد بود. رفع مشکلات امروز تهران از دیدگاه مسئولان، به بیان هر از گاه جابه‌جایی پایتخت منحصر شده است، غافل از این‌که انجام چنین پروژه‌ی عظیمی، به عزمی راسخ، بودجه کافی و زمان مناسب نیازمند است.

http://www.youtube.com/@MohamadBagheri1882

دستگیری دو شکارچی کبک در ابهر

  رئیس اداره حفاظت محیط زیست شهرستان ابهر، گفت: ماموران یگان حفاظت محیط زیست شهرستان ابهر حین گشت‌زنی و کنترل حوزه استحفاظی در ارتفاعات روست...