شامگاه دوشنبه ۵ مرداد ۱۴۰۴، سایه چوبههای دار بر "میدان علیخانی" اصفهان افتاد. جرثقیل و سازه فلزی اعدام ساعاتی پیش از سپیدهدم در میدان برپا شد و نیروهای امنیتی اطراف آن را محاصره کردند. بامداد سهشنبه، پیش از طلوع آفتاب "ابوالفضل سپاهی بادجانی" و "امیرحسین صفری حسینآبادی" در برابر چشمان خشمگین و غرق در حُزن شهروندان اعدام شدند. رسانههای حکومتی اجرای این احکام را پاسخ به کشته شدن چهار عضو بسیج و فراجا در جریان اعتراضات ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در همان میدان نامیدند. به قرارِ گزارشها، یک هفته پیش از آن نیز "عرفان اسفندیاری" و "گلمحمد محمدی"، دو متهم دیگر همین پرونده، مخفیانه اعدام شده بودند؛ تفاوتی که این پرسش را طرح می کند که چه ملاحظاتی اجرای مخفیانه یک حکم و اجرای علنی اعدام دیگر را موجب شده است؛ این روند در حالی ادامه دارد که اعتراض زندانیان به مجازات اعدام در زندانهای ایران جریان دارد و جامعه زیر فشار همزمان جنگ، بحران اقتصادی و نارضایتی فزاینده قرار گرفته است. در چنین موقعیتی، دشوار میتوان اعدام در ملأعام را صرفاً اجرای یک حکم قضایی دانست؛ زیرا قرائن حاکی از نمایش خونبار سلطه حکومت بر جامعهای معترض است که دیگربار کارکرد سیاسی خشونت، کیفیت دادرسیها و نسبت حکومت با شهروندان را به صدر ابهامها باز میگرداند.